بازی با پارتنر؛ امشب کدوم بازی به حالتون میخوره؟
نمیدونی با پارتنرت چه بازی کنی؟ بهجای یک لیست بلند، حال امشبتون رو انتخاب کنید و یک بازی دونفره واقعی رو همان لحظه شروع کنید.

بازی با پارتنر وقتی فقط میخواید بخندید: «دوبله افتضاح»
اگر امشب خونهاید و میخواید یک مسابقه آماده با وسایل معمولی شروع کنید، بازی دونفره در خانه دقیقاً برای همون موقعیته.
یک ویدیوی کوتاه انتخاب کنید که آدمها توش حرف میزنن. صدا رو کامل ببندید.
نفر اول باید بهجای یکی از آدمهای توی ویدیو حرف بزنه. نفر دوم شخصیت بعدی رو میگیره.
قانون اصلی: نباید تلاش کنید حدس بزنید واقعاً چی میگن. هرچی داستان بیربطتر بشه بهتره.
مثلاً یک ویدیوی خیلی جدی از جلسه خبری میتونه تبدیل بشه به دعوای دو نفر سر آخرین تکه پیتزا.
یک دور بیشتر از سه دقیقه طول نکشه. بعد یک ویدیوی جدید و نقشهای برعکس.
اگر هیچ ویدیویی هم پیدا نکردید، یک عکس دونفره یا عکس آدمهای ناشناس رو باز کنید و مکالمهای که «احتمالاً» بینشون در جریانه بسازید.
این مدل سرگرمی با پارتنر خوبه وقتی اصلاً دنبال حرف عمیق یا بازی فکری نیستید و فقط میخواید چند دقیقه مسخرهبازی دربیارید.
اگر اصلاً کنار هم نیستید و میخواید خودِ پیام، ویس و عکس تبدیل به بازی بشه، بازی با پارتنر در چت گزینه مرتبطتریه.
بازی با پارتنر حضوری وقتی رقابت میخواید: «پنج ثانیه، سه جواب»
یکی یک موضوع میگه و نفر مقابل فقط پنج ثانیه وقت داره سه جواب بده.
مثلاً:
«سه چیزی که توی یخچال داریم.»
«سه شهری که دوست داری ببینی.»
«سه چیزی که نباید با خودت ببری سر قرار اول.»
«سه اسم عجیب برای یک گربه.»
اگر هر سه جواب قبل از تمام شدن پنج ثانیه گفته شد، یک امتیاز.
بعد نوبت عوض میشه.
اما یک قانون بازی رو خیلی بهتر میکنه: موضوعها رو از قبل ننویسید. همون لحظه بسازید.
اینجوری نصف بازی تلاش برای جواب دادنه و نصف دیگه پیدا کردن موضوعی که طرف مقابل رو گیر بندازه.
برای پنج دور بازی کنید. هرکس امتیاز بیشتری داشت، فقط یک جایزه کوچیک انتخاب کنه؛ مثلاً آهنگ بعدی، خوراکی یا اینکه نفر بعدی چای درست کنه.
نه جریمهای که یکی واقعاً ازش بدش میاد، نه شرطی که بازی رو تبدیل به دعوا کنه.

بازی دونفره با پارتنر وقتی نمیخواید برنده داشته باشه: «داستان قاچاقی»
این یکی برنده و بازنده نداره.
نفر اول یک جمله برای شروع داستان میگه:
«ما ساعت سه صبح فهمیدیم کلید خونه دست هیچکدوممون نیست.»
نفر دوم باید داستان رو با یک جمله ادامه بده.
اما قبل از شروع، هر نفر برای خودش یک کلمه مخفی انتخاب میکنه؛ مثلاً:
«فلامینگو» «قبض برق»
هدف اینه که طی داستان کلمه مخفیت رو جوری وارد کنی که نفر مقابل متوجه نشه داری چیزی رو زورکی وارد قصه میکنی.
هر وقت فکر کردی پارتنرت کلمه مخفیش رو استفاده کرده، میتونی بازی رو متوقف کنی و حدس بزنی.
اگر اشتباه حدس بزنی، داستان ادامه پیدا میکنه.
اگر درست حدس بزنی، کلمه لو میره ولی بازی تمام نمیشه؛ یک کلمه تازه انتخاب میشه.
این بازی با پارتنر وقتی جالبتر میشه که داستان رو جدی نگه دارید و کلمههای مخفی هر دور بیربطتر بشن.
وقتی انرژیتون کمه: «من انتخاب میکنم، تو رتبه بده»
این یکی برای وقتیه که حوصله یک بازی پرهیجان ندارید.
نفر اول یک موضوع انتخاب میکنه و پنج چیز مرتبط باهاش میگه.
مثلاً: «پنج غذایی که میتونیم آخر هفته بخوریم.»
نفر دوم باید اونها رو از ۱ تا ۵ مرتب کنه؛ بدون مساوی.
بعد نفر اول باید حدس بزنه چرا رتبه اول، اول شده و چرا آخری، آخر شده.
بعد نقشها عوض میشه.
موضوع میتونه هر چیزی باشه:
فیلمهایی که دوباره میبینید. جاهایی که دوست دارید برید. خوراکیهای سوپرمارکت. اسم برای حیوان خانگی فرضی. کارهایی که توی یک جمعه آزاد میشه انجام داد.
قرار نیست از رتبهها نتیجه روانشناسی بگیرید.
اگر یکی «خوابیدن تا ظهر» رو بالاتر از «رفتن کوه» گذاشت، فقط یعنی امشب یا این روزها این انتخاب رو بیشتر دوست داره.
هدف بازی انتخاب کردنه، نه تحلیل کردن.
با پارتنر خود چه بازی کنیم اگر حالمون با هم فرق داره؟
این اتفاق احتمالاً از خود انتخاب بازی رایجتره.
یکی دلش رقابت میخواد، یکی خستهست. یکی میخواد حرف بزنه، یکی فقط میخواد بخنده.
بهجای اینکه ده دقیقه سر انتخاب بازی مذاکره کنید، این قانون رو امتحان کنید:
هر نفر فقط دو چیز بگه:
«الان حوصله اینو دارم...» «الان حوصله اینو ندارم...»
مثلاً:
«حوصله خندیدن دارم؛ حوصله فکر کردن زیاد ندارم.»
«حوصله بازی دارم؛ حوصله رقابت ندارم.»
از تقاطع این دو جمله بازی رو انتخاب کنید.
این شاید سادهترین جواب به «چه بازی هایی با پارتنر انجام دهیم» باشه: بهترین بازی، بازیای نیست که روی کاغذ جذابتره؛ بازیایه که به حال واقعی هر دو نفر بخوره.
اگر همین الان هیچ وسیلهای دم دستتون نیست، بازی دونفره بدون وسیله از صفر و فقط با خودِ شما دو نفر شروع میشه.
بازی های جذاب با پارتنر لازم نیست طولانی باشن
برای شروع یک قانون بذارید: فقط ده دقیقه.
نه «امشب باید یه شب بازی درستوحسابی داشته باشیم». نه آمادهسازی طولانی.
یکی از چهار بازی بالا رو انتخاب کنید و تایمر ده دقیقهای بذارید.
اگر بعد از ده دقیقه هنوز دارید بازی میکنید، ادامه بدید.
اگر نه، تمام.
این باعث میشه بازی با همسر یا پارتنر از یک «برنامهای که باید براش انرژی داشته باشیم» تبدیل بشه به کاری که میشه وسط یک شب معمولی هم شروعش کرد. همین اصل برای بازی با پارتنر از راه دور هم مهمه: چیزی انتخاب کنید که بدون آمادهسازی طولانی واقعاً همون لحظه قابل شروع باشه.
اگر چیزی که میخواید بیشتر حس «قرار» داره تا خودِ بازی، ایده دیت برای ساختن یک برنامه دونفره کاملتر به دردتون میخوره.
اگر چیزی که دوست داشتید همین بود — اینکه یکی بهجای شما ایده رو آماده کرده باشه و فقط شروع کنید — Gather قراره همین فاصله بین «خب حالا چیکار کنیم؟» و «شروعش کنیم» رو کوتاهتر کنه.
برای امشب اما یکی از این چهار حالت رو انتخاب کنید:
خنده؟ رقابت؟ همکاری؟ انرژی کم؟
بازیتون همون بالاست.
